خدا عاشقانه ترین شعر هستی


خدای من
ای عاشقانه‌ترین شعر هستی
گفتی فاصله‌ات با من یک نفس است…
گفتی تو از اهل زمین جدا شو، من سکوتت را معنا میکنم…
گفتی دغدغه‌هایت مال من، من عشقت را شاعری میکنم…
هان …
ای آرامش مطلق …
دلم تو را میخواهد ،
همین کنار، نزدیکِ نزدیک، بی ترسِ فرداها

دلم میخواهد تنها تو را نفس بکشد
دلم تویی را میخواهد که مصفایش کنی…
من ،
هنوز هم شبیه خودم هستم
پس به حرمت تمام عاشقانه‌ها
حال دلم را خوب کن …
حواست را پرت آرزوهایم کن …
دیر که جواب میدهی نگران میشوم
نگران بی‌خودی‌هایِ زندگی
ای گرمترین مأمن
مرا چنان در آغوش بگیر که حتی ثانیه‌ها هم جرأت گذشتن نداشته باشند …
سخت به بودنت محتاجم
خدای من …

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *