تبلیغات
عطر خدا - اسیر سرنوشت










                                                                                                                      
کانال عطرخدا در تلگرام
صفحه اینـستاگرام عطرخدا

این بار از اقیانوسی بی کران خسته تر از همیشه با تو سخن می گویم. اینجا بی ساحل ترین جای دنیاست و من اسیر قایقی هستم که تنها امیدِ نجات است!

خدایا می شنوی؟ تو را می خوانم! سینه ام لبریز از حرف هایی ست که تنها محرمش تو هستی ...

گذشته را نگاه کن، آن منم که در ساحل سیاه آرمیده ام، غافل از هرچیز اما آسوده. آسوده و خوشحال از بی خبری، از نادانی، از جهالت. هنوز نمی دانم چرا خواستی مرا از آن ساحل نجات دهی! ساحلی که در آن همه چیز بود، همه چیز مگر نور ...

تو بودی خدایا که مهر نور را در دلم نشاندی. از دور به من نشانش دادی تا شیفته زیباییش شوم، تا پاکیش را حس کنم و شور پاک شدن بیابم. مرا یاری کردی که قایقی کوچک بسازم و برای رسیدن به خورشید روانه ی دریاها شوم. تا بجنگم با هر آنچه بین من و خورشید فاصله بود. با موج هایی که از خشم کف به لب داشتند، با طوفان هایی که بی رحمانه به ستیز می آمدند، با بادهایی که مرا، قایقم را به صخره ها می کوفتند، با گرداب هایی که مرا به کام خود فرو می کشیدند.  

خداوندا می بینی؟ اکنون من از چنگ آنها گریخته ام. اما بنگر، بادبان قایقم را بادهای وحشی دریده اند، پاروهایم را موج های غارتگر به تاراج برده اند، سکان قایقم را صخره ها در هم شکسته اند. می بینی گرداب های حریص چگونه مرا به سوی خود می کشند؟

دیگر در من توانی نیست. گویی تمام وجودم کرخت شده و حتی توان برخاستن ندارم. بی هیچ اراده ای اسیر تقدیری هستم که تو برایم رقم خواهی زد ...

خدایا از تو نمی خواهم که مرا به ساحلی برسانی که به آن پناه برم و اندکی بیاسایم. من امن ترین پناهگاه ها را دارم که تویی. خود از ساحل آمده ام، در طلب نور ، در طلب خورشید آمده ام! اگر لایق آن نیستم چرا مرا تا اینجا کشاندی؟ تا طعمه ی گرداب های حسرت شوم؟ تا در ساحل نشسته ها به ریشخندم گیرند و بگویند خورشید هم چیزی جز سیاهی نیست؟ نه، خداوندا نه! می دانم تو خود دریای رحمتی، دریایی که هیچ کس در آن سرگردان نمی شود ...

خدایا از خورشید تا تو راهی نیست! مگذار پس از آن همه جنگ، آن همه مبارزه جان فرسا شاهد غروب خورشید باشم. مگذار امواج مرا به ساحل سیاه بازگردانند و برای همیشه در حسرت جرعه ای نور بمانم. مگذار حتی برای لحظه ای بی نور، بی خورشید بمانم ...

اسیر سرنوشت - عطر خدا www.atrekhoda.com



برچسب ها : غم و غصه و تنهایی, صحبت و راز و نیاز با خدا پروردگار, خدایا کمکم کن, متنهای زیبا درباره دلتنگی و تنهایی, خسته شدن و بریدن از زندگی, پناه بردن به خدا در سختی و غم, درد دل کردن با خدا,



تاریخ ارسال : دوشنبه 27 مهر 1394 | نویسنده : عطر خدا    
کانال عطرخدا در تلگرام

درباره عطر خدا


به "عطرخدا" خوش اومدید
اینجا قراره قدم به قدم به خدای مهربون نزدیک بشیم و عطر خدارو توی زندگیمون احساس کنیم ...
یه راه پُر از زیــبایی و لذت و آرامش ...
- - - - - - - - - - - - - - - - -
www.AtreKhoda.com
- - - - - - - - - - - - - - - - -
کپی برداری از مطالب هم کاملاً آزاده (فقط اگه خواستید منبع رو هم ذکر کنید)
- - - - - - - - - - - - - - - - -
facebook.com/atrekhoda
instagram.com/atrekhoda
line ID : atrekhoda
Line Page : @PHW9111N
افتتاح سایت جملات زیبا
همکاری با عطرخدا
نـظرسنجی
شبکه های اجتماعی
نویسندگان
موضوعات وب
آمـار
بازدیدهای امروز :
بازدیدهای دیروز :
كل بازدیدها :
كل مطالب : عدد
تاریخ آخرین بروزرسانی :
لینک دوستان
پخش موزیک

امکانات وب