تبلیغات
عطر خدا - مطالب مهر 1393










                                                                                                                      
کانال عطرخدا در تلگرام
صفحه اینـستاگرام عطرخدا

اولین كسی باش كه می‌خندد.
وقتی دلیلی برای خندیدن نمی‌بینی، همان زمانی است كه بیشترین نیاز به خندیدن است.

اولین كسی باش كه می‌بخشد.
افكار منفی گذشته را برای همیشه كنار بگذار.

اولین كسی باش كه كاری را انجام می‌دهد.
هر چه زودتر اقدام كنی، كارهای بیشتری می‌توانی انجام دهی.

اولین كسی باش كه تشكر می‌كند،
برخورد حق شناسانه زندگیت را مملو از خوشبختی می‌كند.

اولین كسی باش كه با موقعیت‌ های جدید و متفاوت وفق می‌یابد.
وقتی تغییرات را می‌پذیری كارهایت را با علاقه بیشتری انجام می‌دهی.

دیگر برای داشتن زندگی بهتر مـنـتظر ننشین.
بلـكه اولین كسی باش كه به جلو حركت می كند
و تنها كسی باش كه سبب این حركت می شود …

اولین باش - عطرخدا www.atrekhoda.com



برچسب ها : جملات آموزنده و مغزدار, سخنان و جملات انگیزشی, جملات محرک تلاش و حرکت, جملات آرام کننده و پر معنی, سخنان جملات زیبا درباره همت و قدرت اراده, سخنان جملات زیبا درباره خنده خندیدن, سخنان آموزنده درباره تلاش موفقیت خوشبختی افکار مثبت بخشش تشکر و سپاسگزاری,



تاریخ ارسال : چهارشنبه 30 مهر 1393 | نویسنده : عطر خدا    
این که مدام به سینه ات می کوبد، قلب نیست
ماهی کوچکی است ک دارد نهنگ می شود
ماهی کوچکی که طعم تــُنگ آزارش می دهد
و بوی دریا هوایی اش کرده است

قلب ها همه نهنگانند در اشتیاق اقیانوس
اما کیست که باور کند در سینه اش نهنگی می تپد ؟!
آدم ها، ماهی ها را در تنگ دوست دارند و قلب ها را در سینه
اما ماهی وقتی در دریا شناور شد ماهی است
و قلب وقتی در خدا غوطه خورد ، قلب است

هیچ کس نمی تواند نهنگی را در تنگی نگه دارد!
تو چطور می خواهی قلبت را در سینه نگه داری؟
و چه دردناک است وقتی نهنگی مچاله می شود
و وقتی دریا مختصر می شود
و وقتی قلب خلاصه می شود و آدم قانع


این ماهی کوچک ، اما بزرگ خواهد شد و این تــُنگ ، تــَنگ خواهد شد
و این آب ته خواهد کشید.
تو اما کاش قدری دریا می نوشیدی
و کاش نقبی می زدی از تنگ سینه به اقیانوس.
کاش راه آبی به نامـُنتها می کشیدی و کاش این قطره را به بی نهایت گره می زدی.
کاش ...

بگذریم ...
دریا و اقیانوس به کنار ، نامـنتها و بی نهایت پیشکش.
کاش لااقل آب این تنگ را گاهی عوض می کردی.
این آب مانده است و بو گرفته است.
و تو می دانی آب هم که بماند می گندد.
آب هم که بماند لجن می بندد.
و حیف از این ماهی که در گل و لای بلولد
و حیف از این قلب که در غلط بغلتد !


از نوشته های دکتر عرفان نظرآهاری

در سینه ات نهنگی می تــپد - عرفان نظرآهاری - عطرخدا www.atrekhoda.com



برچسب ها : اشعار و متن های عرفان نظرآهاری, مطالب آموزنده درباره تغییر و تحول درونی, رسیدن به حقیقت خدا بندگی, مطالب مفید و آموزنده, مطالب زیبا درباره خدا و انسان, پاکی قلب و روح, مطالب عارفانه فلسفی درباره خودسازی خودباوری,



تاریخ ارسال : چهارشنبه 30 مهر 1393 | نویسنده : عطر خدا    

بی‌شک معجزه‌ای در راه است - عطر خدا www.atrekhoda.com

چه زیباست که در اندیشه‌مان

          دوست داشتن‌ است …

چه شادی‌بخش است

                    وقتی نگاه‌مان می‌خندد

چه مست می‌شود این دنیا آنگاه که

                              دلمان پر از امید به فردایی روشن است ...

من می‌دانم

از همین صبح زیبا …

از این گنجشکانی که رقصان آواز می‌خوانند …

از این صدای گذر آب در نهر کوچک زندگیمان می‌دانم

آری ، امروز روز خوبیــست …

بی‌شک معجزه‌ای در راه است ...





برچسب ها : متن های امید بخش, جملات امید دهنده, مطالب آرامش دهنده, متنهای زیبا و خواندنی, متن درباره معجزه خداوند, راز زندگی زیبا و خوشبختی, متن و شعر درباره امید به آینده,



تاریخ ارسال : سه شنبه 29 مهر 1393 | نویسنده : عطر خدا    
داستان کوتاه بسیــــار زیبا و معنی دار گل آفتابگردان عاشق
بیان کننده رابطه نزدیک عــاشق و مــعشوق ... انــسان و خـــدا
واقعا خوندنـش لذت بخشه .... یکی از دلنشین ترین نوشته هایی هست که دوست داشتم همیشه
امروز ، این داسـتان کوتاه رو به همه عطرخدایی های عزیز تقدیم میکنم ... زندگیتون سرشار از عطرخدا

آفتابگردان عاشق  - عطر خدا www.atrekhoda.com

گل آفتاب گردان رو به نور می چرخد و آدمی رو به خدا ... ما همه‌ آفتابگردانیم
اگر آفتابگردان‌ به‌ خاک‌ خیره‌ شود و به‌ تیرگی ، دیگر آفتابگردان‌ نیست
آفتابگردان‌ کاشف‌ معدن‌ صبح‌ است‌ و با سیاهی‌ نسبت‌ ندارد ...

این ها را گل‌ آفتابگردان‌ به‌ من‌ گفت‌ و من‌ تماشایش‌ می‌کردم‌ که‌ خورشید کوچکی‌ بود در زمین‌ و هر گلبرگش‌ شعله‌ای‌ بود و دایره‌ای‌ داغ‌ در دلش‌ می‌سوخت.

آفتابگردان‌ به‌ من‌ گفت: وقتی‌ دهقان‌ بذر آفتابگردان‌ را می‌کارد ، مطمئن‌ است‌ که‌ او خورشید را پیدا خواهد کرد.
آفتابگردان‌ هیچ‌ وقت‌ چیزی‌ را با خورشید اشتباه‌ نمی‌گیرد ؛ اما انسان‌ همه‌ چیز را با خدا اشتباه‌ می‌گیرد.
آفتابگردان‌ راهش‌ را بلد است‌ و کارش‌ را می‌داند. او جز دوست‌ داشتن‌ آفتاب‌ و فهمیدن‌ خورشید، کاری‌ ندارد.
او همه‌ زندگی‌اش‌ را وقف‌ نور می‌کند ، در نور به‌ دنیا می‌آید و در نور می‌میرد. نور می‌خورد و نور می‌زاید.
دلخوشی‌ آفتابگردان‌ تنها آفتاب‌ است.
آفتابگردان‌ با آفتاب‌ آمیخته‌ است‌ و انسان‌ با خدا
بدون‌ آفتاب، آفتابگردان‌ می‌میرد ... و بدون‌ خدا ، انسان

آفتابگردان‌ گفت: روزی‌ که‌ آفتابگردان‌ به‌ آفتاب‌ بپیوندد، دیگر آفتابگردانی‌ نخواهد ماند و روزی‌ که‌ تو به‌ خدا برسی، دیگر « تویی» نمی‌ماند.
و گفت‌ من‌ فاصله‌هایم‌ را با نور پر می‌کنم، تو فاصله‌ها را چگونه‌ پر می‌کنی؟ آفتابگردان‌ این‌ را گفت‌ و خاموش‌ شد ...

گفت‌وگوی‌ من‌ و آفتابگردان‌ ناتمام‌ ماند.
چون که‌ او در آفتاب‌ غرق‌ شده‌ بود
جلو رفتم‌، بوییدمش، بوی‌ خورشید می‌داد
تب‌ داشت‌ و عاشق‌ بود
خداحافظی‌ کردم، داشتم‌ می‌رفتم‌ که‌ نسیمی‌ رد شد و گفت:
نام‌ آفتابگردان‌ همه‌ را به‌ یاد آفتاب‌ می‌اندازد، نام‌ انسان‌ آیا کسی‌ را به‌ یاد خدا خواهد انداخت ؟؟؟

آن‌ وقت‌ بود که‌ شرمنده‌ از خدا رو به‌ آفتاب‌ گریستم ...



برچسب ها : عشق خدایی, داستان های پند دهنده, داستان کوتاه عبرت آموز, داستان عشق, عشق زیبا و ماندگار, فلسفه عشق انسان به خدا, خدا عاشق و معشوق واقعی,



تاریخ ارسال : دوشنبه 28 مهر 1393 | نویسنده : عطر خدا    
فهمیده‌ام که تو هم عاشق منی ...

باران تمام شب
در گوش ناودان
این راز را گشود

من مانده بودم و این راز سر به مُهر
من مانده بودم و این بغض در گلو
آیا تو هم مرا ، با عشق خوانده‌ای؟

دست نسیم صبح
از گونه‌های خیس
آن اشک را زدود

قاب غریب بغض ، با خنده پر نمود
فهمیده‌ام دگر
که تو عاشق‌تر از منی

دیشب ستاره‌ای
بر سقف آسمان ، با چشمکی رساند
بر زلف تار شب
خورشید بسته‌ای

وقتی هزار شاخه گل هدیه کرده‌ای
صد قاصدک ، که رساند پیام عشق
وقتی سلام صبح تو را یاکریم رساند
دریافتم که تو ، عاشق‌تر از منی

وقتی به دل نگرفتی خطای من
آغوش را دوباره گشودی به روی من
با آیه‌ای دوباره گرفتی غبار غم

وقتی به یاد مهر تو این سینه باز شد
وقتی اجازه داده‌ای که بخوانم تو را به خویش
آن راز عشق تو از پرده شد برون ،
دانسته‌ام دگر
هر لحظه با منی
معشوق خوب من
معشوق عاشقی

شعر عاشقانه درباره خدا - عطرخدا www.atrekhoda.com



برچسب ها : شعرهای زیبا و ملکوتی, شعرهای آسمانی درباره معشوق, اشعار زیبا درباره خدا پروردگار, شعر درباره عشق خدا و بنده, شعر نو درباره خدا پروردگار معبود, مطالب جالب و دلنشین و آموزنده, متنهای کوتاه زیبا و عاشقانه,



تاریخ ارسال : یکشنبه 27 مهر 1393 | نویسنده : عطر خدا    
کانال عطرخدا در تلگرام

پیشنهاد می کنیم از تمام صفحات و مطالب وبلاگ دیدن کنید

تعداد کل صفحات : 5 --- 12345

درباره عطر خدا


به "عطرخدا" خوش اومدید
اینجا قراره قدم به قدم به خدای مهربون نزدیک بشیم و عطر خدارو توی زندگیمون احساس کنیم ...
یه راه پُر از زیــبایی و لذت و آرامش ...
- - - - - - - - - - - - - - - - -
www.AtreKhoda.com
- - - - - - - - - - - - - - - - -
کپی برداری از مطالب هم کاملاً آزاده (فقط اگه خواستید منبع رو هم ذکر کنید)
- - - - - - - - - - - - - - - - -
facebook.com/atrekhoda
instagram.com/atrekhoda
line ID : atrekhoda
Line Page : @PHW9111N
افتتاح سایت جملات زیبا
همکاری با عطرخدا
نـظرسنجی
شبکه های اجتماعی
نویسندگان
موضوعات وب
آمـار
بازدیدهای امروز :
بازدیدهای دیروز :
كل بازدیدها :
كل مطالب : عدد
تاریخ آخرین بروزرسانی :
لینک دوستان
پخش موزیک

امکانات وب