تبلیغات
عطر خدا - مطالب آبان 1393










                                                                                                                      
کانال عطرخدا در تلگرام
صفحه اینـستاگرام عطرخدا

زندگی آرام است
          مثل آرامش یک خواب بلند

زندگی شیرین است
          مثل شیرینی یک روز قشنگ

زندگی رویایـیـست
          مثل رویای یک کودک ناز

زندگی زیباست
         مثل زیبایی یک غنچه ی ناز

زندگی تک تک این ساعتهاست
          زندگی چرخش این عقربه هاست

زندگی راز دل مادر من
          زندگی پینه ی دست پدر است

زندگی مثل زمان در گذر است
          زندگی آب روانی است روان می‌گذرد
                    آنچه تقدیر من و توست همان می‌گذرد

زندگی زیباست - عطر خدا www.atrekhoda.com



برچسب ها : زندگی زیباست, زیبایی های زندگی انسان, مطالب پندآموز درباره زندگی, زندگی شیرین و دلپذیر, راز زندگی خوب و بانشاط, رسیدن به شادابی و سلامتی در زندگی, سخنان جملات عبرت آموز پنددهنده درباره زندگی,



تاریخ ارسال : جمعه 30 آبان 1393 | نویسنده : عطر خدا    
چه زیباست طپش های زندگی وقتی با منی
وقتی آرام ترنم باران را بر گونه هایم  پاک می کنی
مرا در آغوش می گیری و می فشاری
دستان گرمت را بر سرم می کشی و آرام نجوا می کنی و من پر از آرامش می شوم ...

بر قلبم گره ای میزنی محکم
بر پایم زنجیری آهنین
و من را از محبت پر می کنی ، و من باز از تو می گریزم! ...
مرا از دوباره خلق می کنی
همچون کودکی از دل مادر ...

چه زیباست آن تنهایی که تو در آن قدم می زنی
و تمام تنهایی را پر از عطر نفسهایت می کنی
و کودکانه در تمام تنهایی به دنبالت می گردم
و چه کودکانه غافل می شوم از بودنت در تمام تنهایی ...

جای پایت هنوز بر خاطره هایم خیس است
هنوز بر جاست ثانیه ای که در پرتگاه زندگی عاشقانه دستم را گرفتی
هنوز شبنم اشک هایت که دلسوزانه برای لغزش هایم بر تن سرد یاس می ریخت را به یاد دارم
و من تلاش یاس را برای نگه داشتن شبنم هایت ندیدم
مرا ببخش که آسان پلک هایم را برهم نهادم و تو را ندیدم ...

مرا ببخش - چه زیباست - عطر خدا www.atrekhoda.com



برچسب ها : طلب بخشش از خداوند, محبت و نعمتهای خداوند, آرامش زندگی با یاد خدا, راه حل درمان تنهایی, دلبستگی وابستگی به عشق خدا, نیایش های عاشقانه با خدا, متن های عاشقانه و آرام بخش,



تاریخ ارسال : پنجشنبه 29 آبان 1393 | نویسنده : عطر خدا    
گنجشک کنج آشیانه اش نشسته بود.

خدا گفت: چیزی بگو !

گنجشک گفت: خسته ام.

خدا گفت: از چه ؟

گنجشک گفت: تنهایی، بی همدمی. کسی تا به خاطرش بپری، بخوانی، او را داشته باشی ...

خدا گفت: مگر مرا نداری ؟

گنجشک گفت: گاهی چنان دور می شوی که بال های کوچکم به تو نمی رسند .

خدا گفت: آیا هرگز به ملکوتم نیامدی ؟

گنجشک سکوت کرد. بغض به دیواره های نازک گلویش فشار آورده بود.

خدا گفت: آیا همیشه در قلبت نبوده ام؟! چنان قلبت را از غیر پُر کرده ای که جایی برایم نمانده. چنان کوچک که دیگر توان پذیرشم را نداری. هرگز تنهایت گذاشتم ؟

گنجشک سر به زیر انداخت .... دانه های اشک چشم های کوچکش را پر کرده بود .

خدا گفت: اما در ملکوت من همیشه جایی برای تو هست ، بیا ...

گنجشک سر بلند کرد . دشت های آن سو تا بی نهایت سبز بود ...

گنجشک به سمت بی نهایت پر گشود ...

گنجشک و خدا - عطرخدا www.atrekhoda.com




برچسب ها : گفتگوی گنجشک با خدا, مطالب لطیف و شیرین, متن های آموزنده و دلنشین, مطالب قشنگ درباره خداوند, نوشته های احساسی و عاشقانه, گفتگو با خداوند پروردگار, جملات احساسی عاشقانه دلنشین آموزنده,



تاریخ ارسال : سه شنبه 27 آبان 1393 | نویسنده : عطر خدا    
زنى به حضور حضرت داوود آمد و گفت :
اى پیامبر خدا ، پروردگار تو ظالم است یا عادل؟
حضرت داوود فرمود: خداوند عادلى است که هرگز ظلم نمى کند.

سپس فرمود: مگر چه حادثه اى براى تو رخ داده است که این سؤال را مى کنى؟
زن گفت : من بیوه زن هستم و سه دختر دارم ، با دستم، ریسندگى مى کنم. دیروز شالِ بافته خود را در میان پارچه اى گذاشته بودم و به طرف بازار مى بردم، تا بفروشم، و با پول آن غذاى کودکانم را تهیه سازم. ناگهان پرنده اى آمد و آن پارچه را از دستم ربود و برد. و تـهیـدست و محزون ماندم و چیزى ندارم که معاش کودکانم را تامین نمایم!

هنوز سخن زن تمام نشده بود، ناگهان در خانه حضرت داوود را زدند، حضرت اجازه وارد شدن به خانه را داد ...
ده نفر تاجر به حضور حضرت داوود آمدند، و هر کدام صد دینار (جمعا هزار دینار) نزد آن حضرت گذاردند و عرض کردند:
این پولها را به مستحقش بدهید.

حضرت داوود از آن ها پرسید: علت این که شما دست جمعى این مبلغ را به اینجا آورده اید چیست ؟

عرض کردند : ما سوار کشتى بودیم ، طوفانى برخاست. کشتى آسیب دید، و نزدیک بود غرق گردد و همه ما به هلاکت برسیم. ناگهان پرنده اى دیدیم ، پارچه سرخ بسته ای سوى ما انداخت. آن را گشودیم و در آن شال بافته ای دیدیم. به وسیله آن موردِ آسیب دیده کشتى را محکم بستیم و کشتى بى خطر گردید و سپس طوفان آرام شد و به ساحل رسیدیم. و ما هنگام خطر نذر کردیم که اگر نجات یابیم هر کدام صد دینار بپردازیم ، و اکنون این مبلغ را که هزار دینار از ده نفر ما است به حضورتان آورده ایم، تا هر که را بخواهى به او صدقه بدهی ...

حضرت داوود به زن نگاه کرد و به او فرمود:
پروردگار تو در دریا براى تو هدیه مى فرستد، ولى تو او را ظالم مى خوانى ؟!
سپس ‍ هزار دینار را به آن زن داد و فرمود:
این پول را در تامین معاش کودکانت مصرف کن... خداوند به حال و روزگار تو آگاهتر از دیگران است

***

قرآن کریم / سوره حجرات / آیه 18
إِنَّ اللَّهَ یَعْلَمُ غَیْبَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ  وَاللَّهُ بَصِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ
خدا اسرار غیب آسمانها و زمین را می‌داند و به آنچه شما بندگان می‌کنید بیناست.

قرآن کریم / سوره غافر / آیه 20
وَاللَّهُ یَقْضِی بِالْحَقِّ  وَالَّذِینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لَا یَقْضُونَ بِشَیْءٍ  إِنَّ اللَّهَ هُوَ السَّمِیعُ الْبَصِیرُ
و خدا به حق حکم می‌کند و غیر او آنچه را به خدایی می‌خوانند هیچ حکم (و اثری) در جهان نتوانند داشت، خداست که (دعای خلق را) شنوا و (به احوال بندگان) بیناست.



برچسب ها : مطالب زیبا درباره حکمت و تدبیر الهی خداوند, آیه قرآن درباره آگاهی و بینایی خداوند, صفت بصیر و علیم خداوند, داستان های زیبا درباره عدالت و برابری, داستان حضرت داوود و پرنده و زن, مطالب زیبا درباره خداوند پروردگار, مطالب مفید و پندآموز آموزنده,



تاریخ ارسال : دوشنبه 26 آبان 1393 | نویسنده : عطر خدا    
ای فرزند آدم...
هر که دل به دوستی کسی بندد
سخنش را راست می داند و تایید می کند ...
هر که از دوستی کسی خشنود باشد
از کارهای او خشنود می گردد ...
هر که به دوستی کسی اعتماد کند
به او اعتماد می کند ...
هر که به دوستی کسی مشتاق باشد
در حرکت به سوی او سستی نمی کند ...

پس چرا ... ؟!!
چرا ... ؟
چرا ... ؟
 
پس چگونه کتابم را زیر پا می نهی
و دنیا را بر سر خویش می گذاری !

چگونه خانه خویش را برافراشته ای
اما خانه مرا فرو میریزی ؟!
چگونه به خانه خود دل می بندی
اما از خانه من می گریزی ؟ ...
مساجد خانه های من در زمین هستند.
آیا می شود کسی به دیدن من بیاید و در خانه ام قدم بگذارد ،
اما از او پذیرایی نکنم و میهمان خود را گرامی ندارم ؟! ...

چگونه کتابم را زیر پا می نهی - حدیث قدسی 10 - عطرخدا www.atrekhoda.com





طبقه بندی : حدیث قدسی،
برچسب ها : حدیث های زیبا و آموزنده, انس و همنشینی با خدا, مطالب جالب و خواندنی درباره خدا, حرکت به سمت خدا, دوستی و همنشینی با خداوند پروردگار, میهمانی خداوند, مطالب زیبا درباره مسجد و حسینیه,



تاریخ ارسال : شنبه 24 آبان 1393 | نویسنده : عطر خدا    
کانال عطرخدا در تلگرام

پیشنهاد می کنیم از تمام صفحات و مطالب وبلاگ دیدن کنید

تعداد کل صفحات : 3 --- 123

درباره عطر خدا


به "عطرخدا" خوش اومدید
اینجا قراره قدم به قدم به خدای مهربون نزدیک بشیم و عطر خدارو توی زندگیمون احساس کنیم ...
یه راه پُر از زیــبایی و لذت و آرامش ...
- - - - - - - - - - - - - - - - -
www.AtreKhoda.com
- - - - - - - - - - - - - - - - -
کپی برداری از مطالب هم کاملاً آزاده (فقط اگه خواستید منبع رو هم ذکر کنید)
- - - - - - - - - - - - - - - - -
facebook.com/atrekhoda
instagram.com/atrekhoda
line ID : atrekhoda
Line Page : @PHW9111N
افتتاح سایت جملات زیبا
همکاری با عطرخدا
نـظرسنجی
شبکه های اجتماعی
نویسندگان
موضوعات وب
آمـار
بازدیدهای امروز :
بازدیدهای دیروز :
كل بازدیدها :
كل مطالب : عدد
تاریخ آخرین بروزرسانی :
لینک دوستان
پخش موزیک

امکانات وب